“𝙏𝙝𝙚 𝙚𝙣𝙙 𝙤𝙛 𝙖𝙣 𝙪𝙣𝙧𝙚𝙖𝙙 𝙡𝙞𝙣𝙚.”

در این وبلاگ از دنیای واژه‌ها می‌نویسم؛ جایی برای اندیشه، احساس و روایت‌هایی که میان خیال و واقعیت نفس می‌کشند.

مجازی...!

1404/10/27 | 16:27 | 𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧

دوستان مجازی

"ما ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺣـــــــﺲ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ "

مهربانی ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ.   "ﻋﮑﺲ ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻠﺶ "

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻏﻤﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ.    "ﭘﺴﺖ ﻫﺎﯾﺶ "

شادی و ﺧﻨﺪﻩ اش ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ      " ﺟﻮﮎ ﻫﺎﯾﺶ "

ﺗﻮﺟﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ.    " ﻻﯾﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺎﯾﺶ "

حضورش ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ   "علامت آنلاینش "

ﻟﺠﺒﺎﺯی و دلخوری اش ﺍﺯ ﺭﻭﯼ.   " ﺑﻼﮎ ﻫﺎیش"

نگویید ﻣﺠﺎﺯﯼ...!!

ﻣﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺣﺲ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ...

یقین داریم...

ما اینجا را باور داریم...

ﻣﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ...

ﺷﺐ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ...

ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ .....

ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ...

دلتنگی های گاه وبیگاهمان...

ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳــــــــﺖ!!

ﻧﮕﻮﯾﯿﺪ ﻣﺠﺎﺯﯼ!!

ما در اینجا به دوست هایمان عادت کرده ایم... 

همانند ماهی به آب!!

اینجا زندگی جاریست...!!

       آری...

اینجا همه چیز واقعیست...!!

دنیای مجازی به ما آموخت:

حرف "دلمان"  را آزاد بنویسیم و بیان کنیم

میتوانیم خودمان باشیم

میتوانیم از دور دوست بداریم

و دوست داشته شویم

میتوانیم به کسانی دل ببندیم

و اعتماد کنیم که هرگز.  "ندیدیمشان"..!!

      این فضارا پاک نگه داریم.✌️❤️

دلی شبآنه

1404/10/26 | 21:51 | 𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧

یه چیزی داره گلومو فشار میده و هی میخواد خفم کنه، اذیت میکنه، نمیزاره راحت باشم، نمیزاره حالم خوب باشه؛ 

نمیزاره از ته دلم بخندم و شاد باشم مثل خیلی از ادمای دورم، نمیدونم چجوری باید خودمو نجات بدم، ولی گاهی وقتا هم که سعی میکنم خوب باشم و به چیزی فکر نکنم یهو میاد و خرخره منو میگیره و اون نیمه تاریک وجودم میاد بالا و تا میتونه خاطرات بد رو یادآوری میکنه و با اون خاطرات منو آزار میده، دلتنگی میاد سراغم، دلتنگ آدمایی میشم که رفتن اما من هنوزم دوسشون دارم، دلتنگ آدمایی که دلمو شکستن؛

اونایی که وقتی نیازشون داشتم نبودن، اما حالم خوبه ولی وقتی تنها میشم با رودخونه ای که از اشکام ساختم.

read more
“𝙏𝙝𝙚 𝙚𝙣𝙙 𝙤𝙛 𝙖𝙣 𝙪𝙣𝙧𝙚𝙖𝙙 𝙡𝙞𝙣𝙚.” “𝙏𝙝𝙚 𝙚𝙣𝙙 𝙤𝙛 𝙖𝙣 𝙪𝙣𝙧𝙚𝙖𝙙 𝙡𝙞𝙣𝙚.”
about

من نوجوانی ۱۸ ساله از خراسان رضوی‌ام؛ کسی که از میان هزاران راه، نوشتن را انتخاب کرده تا خودش و جهان را کمی بهتر بفهمد.  از کودکی با کلمه‌ها دوستی عجیبی داشتم. هر بار که می‌نوشتم، حس می‌کردم ذره‌ای از آرامش و معنا را در میان واژه‌ها پیدا می‌کنم. برای من، نوشتن فقط کاری برای دیده شدن نیست ،سفری است به درون ذهن و احساس انسان، جایی که می‌توان بی‌قید و مرز زندگی را لمس کرد.  می‌نویسم از شادی‌ها و خستگی‌ها، از امید و ناامیدی، از هرآنچه در زندگی واقعی و خیال با هم می‌جنگند. گاهی شعر، گاهی داستان، گاهی چند سطر ساده که از دل می‌جوشد. مهم نیست قالب چیست؛ مهم آن است که نوشته‌هایم بتوانند در دل کسی ریشه کنند.  هر انسانی دنیایی دارد، و دنیای من با ترکیب جوهر و فکر ساخته می‌شود. من باور دارم واژه‌ها قدرت تغییر دارند ، اگر درست به کار بروند، می‌توانند دل‌ها را آرام و ذهن‌ها را بیدار کنند.  در مسیر نویسندگی یاد گرفته‌ام که کامل بودن مهم نیست؛ صادق بودن است که ارزش دارد. و من می‌خواهم با صداقت بنویسم، حتی اگر خام، حتی اگر ساده، اما واقعی.

tools
ابزار جستجو در وبلاگ بلاگیکس